از گاو ساعدی تا پلنگ اینستاگرام

یادداشت از حسین طالعی

داستان گاو ساعدی روایت انسان هایی است که مسخ شده اند،به زائده ای بی روح و بی خرد دستگاه تبدیل شده اند. داستان گاو موقعیتی را ترسیم می کند که در آن انسان دست و پا بسته اسیر و خدمت گذار گفتمان و ایدولوژی می شود،این گفتمان می تواند گفتمان روستای سنتی متحجر، گفتمان اسلام داعشی و یا گفتمان مصرف زده کاپیتالیستی باشد….

داستان گاو ساعدی روایت انسان‌هایی است که مسخ شده‌اند،به زائده‌ای بی‌روح و بی‌خرد دستگاه تبدیل شده اند. دستگاه چون ماشین معنای خود را در” عصر جدید” چارلی چاپلین می یابد که در ان انسان-چاپلین-همچو زائده ای از دستگاه در زیر فشار خرد کننده آن در خدمت بازسازی و بازتولید این دستگاه خرد کننده است، از سویی دیگر مفهوم دستگاه می تواند بنابه زعم آلتوسر دستگاه‌های ایدولوژیک باشد یا به مفهوم دیگر گفتمان. دستگاه‌های ایدولوژیک یا گفتمان نیز همانند ماشین انسان را به خدمت می گیرد و با قرار دادن ان در جایگاه و موقعیت از پیش موجود آن را به مهره و خدمت گذار خود تبدیل می کند.

گفتمان های بسیاری همه ما را احاطه کرده اند و هر کدام موقعیت و هویتی را برای ما تعریف می کنند، و انتظارات بخصوصی را از دارندگان آن موقعیت و جایگاه دارند؛اشخاص به عنوان مادر،پدر،کارگر،شهروند و… سوژه گفتمان های پدرسالارانه، سرمایه داری و دولت-ملت می‌شوند، لیکن در واقعیت امر شخص،فردیت منحصربفرد آن و خاص بودگی آن هیچ گاه با سوژه عام و ایده ال گفتمان بخصوصی صد در صد منطبق و هم پوشان نمی شود. بعلاوه تعدد گفتمان های رقیب برای معنا بخشی و تصاحب شخص به عنوان سوژه سبب تحدید هر یک از آنها توسط دیگر گفتمان ها می‌شود؛مثلا گفتمان امت اسلامی شخص را به عنوان مسلمان فارغ از کشور و ملیت مورد خطاب قرار می دهد از طرف دیگر دولت همان شخص را به عنوان شهروند در چارچوپ جغرافیای کشور مورد خطاب قرار می دهد،این چنین گفتمان‌ها همدیگر را تعدیل کرده و سوژه امکان می یابد بین گفتمان ها و هویت های متفاوت و گاها متضاد رفتاری انتخاب گرانه داشته باشد.

داستان گاو موقعیتی را ترسیم می کند که در آن انسان دست و پا بسته اسیر و خدمت گذار گفتمان و ایدولوژی می شود، این گفتمان می تواند گفتمان روستای سنتی متحجر، گفتمان اسلام داعشی و یا گفتمان مصرف زده کاپیتالیستی باشد. ساختار ایستای اجتماع روستا،زندگی معیشتی و فرهنگ سنتی و پدرسالارانه آن شرایطی را مهیا می کند که اداب و رسوم و سنت های آن همچو کوه و سنگ طبیعی و عینی به نظر می رسد گویی چنین زندگی و چنین سنتی از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد یافت،چنین گفتمان هژمونیک بی‌رقیب و متحجر می تواند سوژه را تا قربانگاه خود بکشاند و با تهی کردن آن از فردیت و شخصیت او را به گاو،پلنگ و به هر چیز دیگر مسخ کند. غلامحسین ساعدی هنرمندانه نشان می دهد که چگونه مش حسن بعد از مرگ گاو که دال مرکزی زندگی روستایی است فرخوانده می شود ، گاو شود تا این گفتمان درهم نشکند. در واقع گاو-مرد نقطه ای است که در آن گفتمان به اسطوره تبدیل می شود،استعاره گاو-مرد پیش از هر چیز یاداور توتمیسم است که در آن انسان و حیوان توتمی درهم می‌آمیزد و یادآور می‌شود که تفکر اسطوره ای سایه به سایه خرد پیش امده و در آن تنیده شده است. اگر منطق گفتمان بر تعریف دقیق و یا نسبتا دقیق مفاهیم آن بنا شده است، منطق اسطوره بی‌منطقی است؛جهاد در جهان بینی اسلامی دارای جایگاه مشخص و تعریف بخصوصی است که از جمله جهاد با کفار،ولی در قرائت گفتمان اسلام داعشی جهاد چنان سرشار و متراکم از معنی و ارزش می‌شود که به واقع حدو مرز و بستار تعریف آن می شکند و بر تمام جنبه ها و ابعاد زندگی فرد سایه می اندازد، بر عواطف،عقدها و نیازهای فرد رسوخ می یابدو همانند سرطان آن را می بلعد و آنچه پس می دهد تروریست انتحاری است که خود با پای خود به قربانگاه می رود و قربانی ایدولوژی می شود.

در گفتمان اسطوره شده شاهد این هستیم که واژه ها و نام ها در خود فرو می مانند و به چیز و شی در خود فرو می غلتند،گاو مش حسن دیگر حیوان چهار دست و پا نیست بلکه گاو-مردی است که به بهای جان انسان برای خود حیات می طلبد. ملزمات زندگی دیگر برای گذران عمرنیستند. آنچه اهمیت دارد نشان و مارک آنهاست،مارک ها با برند شدن اسطوره گشته‌اند،آنچنان معنی روانی،اجتماعی و طبقاتی یافته اند که گویی مانند طلسم و اسم اعظم انسان را رستگار خواهند کرد،کاپیتالیسم با تزریق معناهای بیشمار و خود ساخته بر کالاها،سبک زندگی اش و حتی فرم بدن های ایده الش و اتصال این دال ها در روایت های هالیوود به اسطوره کامل تبدیل شده است؛ زنان و مردانش سوژه های متفاوت و متضاد این گفتمان نیستند در واقع این اسطوره مرزهای طبقاتی و جغرافیایی را در نوردیده و جادوی خود را برساخته؛ فکرت را تغییر بده،میلیونر خود ساخته،موفقیت نا محدود،قورباغه ات را قورت بده! این چنین گفتمان اسطوره شده با هم تنیدن واقعیت و خیال ،عالم و ادم،جان دار و بی جان وحدت وجودی می افریند که در آن انسان نه سوژه لغزنده و مختار بین گفتمان ها بلکه ذره ای از این وحدت و مهره ای بی روح و بی خرد در این دستگاه می شود و در زیر فشار خرد کننده ان به باز تولید آن مدد می رساند: در ساختار سنتی روستا همچو گاو،در گفتمان داعش تروریست انتحاری و در ایدولوژی سرمایه داری پلنگ اینستای رام شده ای که نشان ها و برند های کاپیتالیسم را یدک می کشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *